انجمن فیلم سازی و کارگردانی|انجمن ناجی|ناجی فروم|وبلاگ سازی ناجی|
خلاصه رمان بابا گوریو ( ۱۸۳۵ )اثر اونوره دو خلاصه رمان بابا گوریو ( ۱۸۳۵ )اثر االزاک - نسخه قابل چاپ

+- انجمن فیلم سازی و کارگردانی|انجمن ناجی|ناجی فروم|وبلاگ سازی ناجی| (http://kargardani.ir)
+-- انجمن: دانشگاه واحد 48 (/forum-9.html)
+--- انجمن: ترم های دوره ی کارشناسی کارگردانی (/forum-12.html)
+---- انجمن: ترم اول کارشناسی کارگردانی ... (/forum-135.html)
+----- انجمن: ادبیات معاصر ایران و جهان..میر جعفر برقی کیوان (/forum-110.html)
+----- موضوع: خلاصه رمان بابا گوریو ( ۱۸۳۵ )اثر اونوره دو خلاصه رمان بابا گوریو ( ۱۸۳۵ )اثر االزاک (/thread-48.html)



خلاصه رمان بابا گوریو ( ۱۸۳۵ )اثر اونوره دو خلاصه رمان بابا گوریو ( ۱۸۳۵ )اثر االزاک - محسن قادری - 11-27-2013 03:32 AM

دختردوست ترین پدر دنیا”احسان و نیکوکاری ، احساسی ملکوتی است که درست به اندازه ی عشقی حقیقی درک ناشدنی و نادر است .” اونوره دو بالزاک( نویسنده فرانسوی قرن نوزدهم )

فرانسه ؛سال۱۸۱۹ ؛زمان فرمان روایی لویی هجدهم .در دوره ی مشخّصی از تاریخ اجتماعی و سیاسی فرانسه به سر می بریم که به “رستوراسیون “مشهور است .

در پانسیون خانم ” واکر ” در “نو سنت ژنویه” افراد گوناگونی زندگی می کنند.فقر زدگی و رازآلودگی در این پانسیون مشهود است. مرموزترین مهمان پانسیون ، مردی به نام گوریو است ؛ پیرمردی تنها که مورد بی مهری دو دخترش “آنستازی ” و ” دلفین “قرار گرفته.گوریو مردی ثروتمند بود که در دوران میان سالی در کار تجارت آرد به سرمایه ای هنگفت رسید. روزگار سیاهش از زمانی آغاز شد که دو دخترش عروسی کردند. پیرمرد که شیفته ی دخترانش بود همه ی دارایی اش را پدرانه به پای آن ها ریخت .در گزینش همسر ایشان دخالت نکرد اما جهیزیه ای رؤیایی و سنگین برای آن ها در نظر گرفت .این گونه بود که به خاک سیاه فقر نشست وبه ناچار به پانسیون خانم واکر پناه بُرد .

دوست صمیمی گوریو در پانسیون ، جوانی به نام ” اوژن راستینیاک ” بود که برای تحصیل ،خانواده و روستا را ترک کرده و به آن جا آمده بود . یکی دیگر از ساکنان پانسیون ، مردی ریاکار ، کلّاش و ظاهر فریب به نام “واترن ” بود.او دوست نزدیک اوژن به شمار می رفت که با گذشت زمان ، اوژن به شخصیّت وی پی برد و از او کناره گرفت .

امّا دو داماد گوریو ؛آن ها پول پرست و جاه طلب بودند و ول خرجی های زنانِ آن ها در آرایش خود و زینت لباس و به رخ کشیدن ثروتشان مشهود بود .بالزاک نیز دوست داشت چنین همسرانی داشته باشد .شاید دختران بابا گوریو تصویری از این فکر باشند .

روابط اوژن و گوریو کم کم عمیق تر شد . اوژن که کورکورانه در صدد راهی برای ثروتمند شدن بود به قماربازی روی آورد و تحصیل را رها کرد .چون به مجالس اشراف می رفت مجبور بود که ظاهرش را به سطح زندگی آن ها برساند ؛از این رو کم کم با مشکلات مالی رو به رو شد تا جایی که در نامه ای از مادر و خواهرش تقاضای کمک کرد . اوژن بین دو اندیشه در رفت و آمد بود :راه صداقت و پرهیزگاری یا دزدی و آلودگی .با این حال می کوشید دختران گوریو را به پدرشان نزدیک و نزدیک تر کند ؛ولی آن ها در مرداب زندگی اشرافی غوطه می خوردند و مهر و محبت فرزندی را از یاد برده بودند.فقط هنگام نیازمندی سراغ پدر می آمدند و احساسات او را جریحه دار می کردندو از وی پول طلب می کردند.گوریو هم چنان با عشق به آنان حتی لوازم اصلی زندگی خود را می فروخت تا پولش را به آن ها بدهد . گوریوی مهربان و فداکار ، راحتی فرزندانش را بر سختی خود ترجیح می داد. او حتی برای دیدن دخترانش بر آن شد که خانه ای در نزدیکی محل سکونت آن ها اجاره کند تا هر روز آن ها را هنگام عبور از آن جا ببیند ، ولی روز اثاث کشی حالش بدتر شد و در همان پانسیون به بستر افتاد .پرستار صادق او اوژن جوان بود. خانم واکر اجاره ی اتاقش را خواست . گوریو پولی نداشت . اوژن پرداخت کرد. او صمیمانه برای گوریو دکتر آورد و دارو خرید .

گوریو اکنون در غربتی جان سوز با مرگ دست و پنجه نرم می کرد در حالی که دخترانش به عیش و نوش و خوش گذرانی سرگرم بودند.آن ها حتی برای حاضر شدن بر بالین پدر ، بهانه تراشیدند و هنگامی که گوریو به این موضوع پی بُرد ناباورانه در هم شکست. این کاری ترین ضربه ی نامهربانانه ی فرزندان به پدر بود .

در واپسین لحظات عمر گوریو ، دلفین آمد ؛اما حضور او بی ثمر بود. سرانجام پیرمرد در گذشت.دخترانش برای خاک سپاری او قدمی برنداشتند و دامادها نیزاز این کار انسانی واخلاقی شانه خالی کردند و گفتند که مرگ پیرمرد به آن ها مربوط نیست.

اوژن ، بابا گوریو را به خاک سپرد. اوژنِ درهم شکسته، به گور پیرمرد بی چاره نگریست و از نامرادی و بی وفایی انکار ناپذیر زمانه اشک غم بر خاک گوریو چکاند.

گذری در بابا گوریو:

قهرمان داستان در نظر برخی از منتقدان ” لیر شاه ” دیگری است و واقع گرایی نیرومند کتاب ، یادآور بهترین داستان های چارلز دیکنز است .

برخی از منتقدان، بابا گوریو را شاهکار بالزاک می دانند و معتقدند که بالزاک با انتشار این اثر در سال ۱۸۳۵ پیروزمندانه قدرت خود را به عنوان آفریننده دنیای داستان سرایی نشان داد .برخی هم آن را نمی پسندند و بر این باورند که “بابا گوریو ” نه تنها شاهکار نیست بلکه از دیگر کتاب های متعارف بالزاک پایین تر است و دلیل این ضعف را در آن می دانند که داستان سرا نباید با تلقین ، خواننده را در موضعی قرار دهد که بخندد یا بگرید؛ زیرا ارزش یک کار بزرگ به خنده و گریه ی خواننده نیست بلکه به محتوای فکری آن اثر است .

از نگاه بالزاک ، دنیا لجن زار است و انسان باید تا آن جا که می تواند خود را در بلندی ها نگه دارد.دنیا جولانگاهی از افراد فریب خورده و کلاه بردار است .باید کوشید تا نه در میان فریب خوردگان بود و نه در میان کلاه برداران .

و به قول شاعری:

رشته گر باریک باشد ، در محبت باک نیست

جهد کن تا از کشاکش نگسلانی رشته را



RE: خلاصه رمان بابا گوریو ( ۱۸۳۵ )اثر اونوره دو بخلاصه رمان بابا گوریو ( ۱۸۳۵ )اثر االزاک - محسن قادری - 11-27-2013 03:33 AM

بابا گوریو عنوان رمانی از اونوره دو بالزاك نویسنده رئالیست فرانسوی است كه در سال ۱۸۳۴ در مدت چهل روز نگارش شد
ابا گوریو، داستان تلاقی سرنوشت انسان‌های گوناگون است كه در قالب شخصیت‌های مثبت و منفی عناصر سازنده داستان را تشكیل می‌دهند. بالزاك در این كتاب روایت ماجرایی را پیش می‌برد كه حول زندگی جوان شهرستانی ساده‌دلی (اوژن دو راستینیاك) است كه به پاریس آمده و در پانسیونی (پانسیون ووكه) كه محل اقامت افراد گوناگون و غریبی است اقامت می‌كند. داستان در پاریس بورژوایی قرن نوزدهم رخ می‌دهد. روایت بالزاك در تشریح فضای ویژه این پانسیون و شخصیت پردازی افراد موثر داستان خواننده را به میان ماجراها می‌برد.
كلود فارو عضو فرهنگستان فرانسه می گوید كه این داستان را صد بار خوانده و در دفعه صدم همان هیجان مطالعه اول به او دست داده است، داستان "بابا گوریو" نه فقط بزرگترین رمانهای دنیاست بلكه به عقیده كلود فارو شاهكار شاهكارهای ادبی جهان و به عقیده فیلیپ برتو شاهكار نبوغ انسانی است.